هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

399

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

« انگور » داخل « اردو » نمىكنند . قاعده و نظام اردو دورتادور « اردو » ، تمام چاتمه « 1 » سرباز است . جلو چادر « صارم الدوله » است . 2 [ ساعت ] از شب گذشته ، شيپور مىكشند ، تمام اردو خبر مىشوند . سوار تا صبح دور « اردو » گردش مىنمايد . بعد از كشيدن شيپور ، كسى قادر نيست از « اردو » خارج يا داخل شوند . اين قسم بىصدا ، كه گويا همه مرده‌اند [ و ] قدرت بلند حرف زدن را ندارند . اطراف « اردو » ، همه تميز بود . وقت آمدن [ به ] منزل ، « حضرت و الا » احضار فرمودند : « فردا ، اسباب رفتن ت [ و ] را فراهم مىآورم ، چون بايد اعراض به خاك پاى مبارك عرض نمود . » يوم پنج‌شنبه ، سيّم [ ذى الحجه ] با « اسفنديار خان بختيارى » و « فرج خان » عموزاده‌اش و برادر كوچكش و « قلى خان » پسر « داراب خان قشقائى » و « پرويز خان » و يك نفر تفنگدار ديگر ، كه « حضرت و الا » با تفنگ مخصوص همراه بنده فرموده ، محض تفرج و ديدن « ونّائى » « 2 » و شكار ، سوار شده ؛ [ ونائى ] به « ونائى » رفته ، 50 نفر از سوار « بختيارى » ، كه همراه بود ، در راه ، « اسب‌تازى » و « تيراندازى » و « بازى » مىنمودند ، كه تماشا داشت . خود بنده ، اسب « اسفنديار خان » را سوار شده ، چند « كبك » از دور ، بالاى تپه ديده شد . به جهت آنها اسب انداخته ، اسب در سرازيرى سر سم رفته ، بر زمين خورده ، چند مرتبه افل شده ، غلتيد . از تفضّل خداوند ، عمر باقى بود كه به زيارت وجود مسعود مبارك - ارواح

--> ( 1 ) . چاتمه ( chatme ) ، از واژه تركى چاتماق ، به‌معناى به‌هم پيوستن ، يا دو چيز را به يكديگر بستن . اصطلاحى است نظامى ، به‌معناى وضع استقرار چند تفنگ بر روى زمين ، به اين صورت كه ته آنها را با كمى فاصله از هم به روى زمين قرار داده و سر آنها را به‌هم تكيه مىزنند تا به صورت مخروطى درآيد . ( فرهنگ فارسى معين ، 1 / 913 ) . ( 2 ) . ونائى ( vanai ) ، روستايى است بسيار زيبا و ييلاقى از توابع بخش اشترينان شهرستان بروجرد ، در 5 / 15 كيلومترى شهر ، در دره جنوبى كوه بر آفتاب ، كه دهكده‌اى اكوتوريستى به شمار آمده و سالانه دهها هزار نفر در آن به تفريح و گشت‌وگذار مىپردازند .